دیدگاه
هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن. 
قالب وبلاگ

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید 

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای از امروز ها و دیروزها

دیدگانم همچو دالانهای تار

                       گونه هایم همچو مرمر های سرد                   

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد و درد

می خزند آرام روی دفترم

دست هایم فارغ از افسون شعر

یاد می آرم که در دستان من

روزگاری شعله می زد خون شعر

خاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره که در خاکم نهند

بعد من ناگه به یک سو می روند

پرده های تیره ی دنیای من

چشمهای ناشناسی می خزند

روی کاغذها و دفترهای من

در اتاق کوچکم پا می نهد

بعد من با یاد من بیگانهء

در برم آیینه می ناند بجای

تا موئی نقش دستی شانه ای

میرمم ازخویش و می مانم ز خویش

هرچه برجا مانده ویران می شود

روح من چون بادبان قایقی

در افقهای دور پنهان می شود

می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها وماهها

چشم تو در انتظار نامه ای

خیره می ماند به چشم راهها

لیک دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد خاک دامنگیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آن جا زیر خاک

بعداها نام مرا باران و باد

نرم میشویند از رخسار سنگ

گور من گمنام میماند براه

فارغ از افسانه های نام و ننگ

[ جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ من ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن.
صفحات اختصاصی
RSS Feed